با خود روراست باشیم

انتخابات مجلس شورا و مجلس خبرگان بهانه‌ای شده تا بحث همیشگی رای دادن یا تحریم انتخابات دوباره داغ شود. من هم چند خطی می‌نویسم.

آیا رای دادن در نظامهای توتالیتر فایده ای دارد؟

حکومت فعلی ایران یک حکومت توتالیتر است. در نظامهای تمامیت خواه یا توتالیتر که یک ایدئولوژی کلی و سیستم تک حزبی بر آنها حکمفرماست، رای شهروندان تاثیر عمیق یا سازنده‌ای در چگونگی اداره کشور ندارد و در بهترین حالت انتخابات نمایشی است برای خوشایند نزدیکان حکومت یا ناظران خارجی.

در این نظامها اگر انتخاباتی وجود داشته باشد، ابتدا آنرا از مفهوم تهی میکنند به این معنی که انتخابات فقط نام انتخابات را یدک میکشد و وقتی اجزای تشکیل دهنده آن بررسی شود شباهتی با مفهوم کلاسیک انتخابات ندارد. حکومت ایران اینکار را با استفاده از نظارت استصوابی، تقلب گسترده انجام میدهد.

نظام ابتدا با استفاده از نظارت استصوابی، همه رقبای سیاسی که کوچکترین زاویه ای با ایدئولوژی حاکمیت داشته باشند را از گردونه رقابت حذف میکند و بعد از مردم دعوت میکند به باقیمانده کاندیداها رای بدهند! این روند تا آنجا پیش رفته که گاها نمایندگان فعلی مجلس برای دوره بعد رد صلاحیت میشوند. اکنون حلقه معتمدین نظام آنقدر تنگ شده که اصلاح‌طلبان حکومتی نیز در آن جایی ندارند.

اگر روش فوق تاثیر مطلوب حاکمیت را نداشت، گردانندگان انتخابات تقلب و رای سازی میکنند و نتایج دروغ اعلام میکنند. این روش در بسیاری از دوره‌های انتخاباتی به کار گرفته شد و در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به اوج خود رسید.

آیا راهیابی اصلاح‌طلبان به دولت یا مجلس فایده ای دارد؟

به فرض اینکه کاندیداهای اصلاح طلب از فیلتر شواری نگهبان عبور کنند و با تقلب هم مواجه نشده و به مجلس یا حتی پست ریاست جمهوری راه پیدا کنند، عملا کاری از پیش نخواهند برد. هرم قدرت در نظام فعلی ایران طوری شکل گرفته است که دولت و مجلس سهم بسیار اندکی در آن دارند. هر مصوبه‌ای که قدرت حاکمه را محدود کند یا حتی کوچکترین آزادی سیاسی-اجتماعی را برای مردم به ارمغان بیاورد بلافاصله توسط شورای نگهبان رد میشود. حتی اگر دولت و مجلس هر دو یکصدا و اکثریت آن در اختیار اصلاح طلبان باشد باز هم کاری از پیش نخواهند برد. نمونه معروف آن، لوایح دوگانه‌ای است که محمد خاتمی در سال ۸۱ به مجلس شوار فرستاد. این لوایح در راستای افزایش اختیارات رییس جمهور و کاهش قدرت شواری نگهبان بود. مطرح شدن این لوایح مخالفت شدید رهبر را به همراه داشت و توسط شواری نگهبان هم رد شد. تحصن و استعفای نمایندگان هم به جایی نرسید و در نهایت خاتمی لوایح را پس گرفت.

امروز نیز اگر روند بالا توسط دولت روحانی پیگیری شود، و قرار به تصویب لایحه‌ای باشد که با ایدئولوژی ارکان قدرت زاویه داشته باشه به سرنوشت بالا دچار خواهد شد.

برخی از توافق هسته‌ای (و منافعی که برای مردم ایران دارد)‌ به عنوان مثال نقض استدلال بالا استفاده میکنند و مدعی هستند که رای آنها به دولت روحانی باعث شد که برجام حاصل شود. غافل از اینکه توافق هسته‌ای نتیجه مستقیم تنگ شدن حلقه تحریم‌های غرب و بن بست جمهوری اسلامی بود. پیش گفتگوهای توافق هسته‌ای در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد و بدون اطلاع او در کشور عمان صورت گرفت. تیم روحانی-ظریف هم فقط نقش اجرا کننده تصمیمات رهبری در پذیرش توافق را بر عهده داشتند. در واقع جواد ظریف به نمایندگی از دولت ایران موظف بود که برای بدست آوردن بیشترین امتیازات چانه زنی کند ولی اصل توافق در عمان صورت گرفته بود و حکومت ایران پرچم سفید را بالا برده بود.

دور باطل

بسیاری مدعی هستند که با راهیابی جناح اصلاح طلب، از تندوری حاکمیت جلوگیری میکنند و با اصلاحات قدم به قدم به دموکراسی نزدیک میشوند. در رد این ادعا،‌ علاوه بر استدلال بالا باید اضافه کرد که بیمار سرطانی نیاز به درمان قطعی دارد و با مسکن خوب نمیشود (با فرض اینکه اصلاح طلبان حکم مسکن داشته باشند). حکومت فعلی ایران، یک سیستم تمامیت خواه است که توسط روحانیون مرتجع شیعه اداره میشود. تجربه ۳۷ سال گذشته بخوبی ثابت میکند که این طبقه از جامعه هیچگاه گامی عملی به سوی دموکراسی برنخواهند داشت. راهیابی طبقه معتدل تر به مجلس ممکن است در کوتاه مدت سود ناچیزی عاید طبقه متوسط کند ولی تغییر محسوس و معنی داری در سرنوشت بلند مدت آنها نخواهد داشت و این دور باطل انتخاب بین بد و بدتر ادامه می‌یابد.

آیا تحریم فایده‌ای دارد!؟

بسیاری از دوستان ادعا میکنند که تحریم انتخابات فایده‌ای ندارد و فقط انفعال و بی عملی است. تحریم انتخابات شاید در نگاه اول بیفایده به نظر برسد و تحریم کنندگان افرادی منفعل به نظر بیایند که فقط بذر ناامیدی میکارند. در مقابل باید گفت که موافقین شرکت در انتخابات، بازیگرانی هستند که هر ۴ سال یکبار به بازی در یک نمایش فرخوانده میشوند و بعد فراموش میشوند. مشارکت سیاسی آنها فقط و فقط محدود به رای دادن (آنهم با محدویت های ذکر شده)‌ است. این امیدی که از آن دم می‌زنند حتی در قالب یک روزنامه یا سندیکا نیز نمود ندارد. چون با مشت آهنین حاکمیت روبرو میشود.

در پایان باید گفت بزرگترین فایده‌ای که تحریم نمایش انتخابات دارد، روراستی و صداقت با خود است. وقتی دست از گول زدن خود و دیگران برداریم و بپذیریم که با رای دادن در سیستم خودکامه موفق به تغییر رفتار صاحبان قدرت نمیشویم، آنوقت به فکر چاره می‌افتیم. اما تا وقتی که خود را فریب داده و تصور کنیم که ارتجاع دینی را می‌توان با رای دادن به عقب راند، در چرخه باطل انتخاب بد و بدتر درجا میزنیم. همچنان که در این سالها درجا زده ایم.

تحریم انتخابات اولین و کم‌هزینه ترین نافرمانی مدنی است. مسیر دستیابی به دموکراسی راهی پرخطر و طولانی است، اگر از این مرحله به سلامت و صداقت عبور کردیم، آنگاه می‌توان به مراحل بعد امیدوار بود.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s